بدون عنوان!


دین ابزاري جهت کنترل بشر – قسمت اول

Posted in Uncategorized توسط akharinseda در دسامبر 27, 2010


از ابتدای تاریخ تاکنون بشر بسته به نیازهای خود، اختراعات و اکتشافات بسیاری را از خود بر جای گذاشته است؛ از اختراع ابزارهای گوناگون مانند چرخ، چاقو، ظروف و سایر مایحتاج زندگی گرفته تا اکتشاف آتش، فلزات مختلف و حتی نفت. با نگاهی ساده به این دستاوردهای انسان از ابتدای تکامل خود تا به امروز می‌توان دریافت اکثر این اکتشافات و اختراعات گامی بوده‌اند در جهت بقای نوع بشر.
انسان نخستین مسلما برای بقا احتیاجی به وسایل مدرن امروزی نظیر الکتریسیته، اتومبیل، کامپیوتر و اینترنت نداشت. چرا که نیازهای او تنها به خوراک، پوشاک، مسکن و تولید مثل محدود می‌شد. اما رفته رفته و با تکامل بیشتر نوع بشر و افزایش دانش او نیازهای او نیز گسترده‌‍‌تر و تکامل یافته‌تر می‌شد. او مجبور بود تا برای ارضاء نیازهای جدید خود به ابزارهای جدیدتر روی بیاورد.
او پس از پاسخ‌گویی به نیازهای اولیه خود دریافت که برای تضمین بقای نوع خویش به چیزی بیشتر از خوراک، پوشاک و نیاز است. او فهمیده بود برای ادامه راه نیاز است تا دانش خویش را با انسان‌های دیگر به اشتراک گذاشته و از دانش آنها استفاده کند. بشر دیگر نیاز به اجتماع را حس کرده بود؛ دیگر قادر نبود به تنهایی برای بقا بجنگند. این بود که اجتماع‌ها، قبیله‌ها، قوم‌ها و شهرهای مختلف پا به عرصه وجود نهادند.
بشر اجتماعی از این طریق به آرامشی نسبی رسید. او می‌دانست که دیگر دشمنان طبیعی یارای مقابله با او را ندارند. اما از طرفی دیگر هم می‌دانست که این قدرت و آرامش او تنها وابسته به اجتماع اوست. همین عامل باعث شد تا علاوه بر بقای خود به بقای اجتماع خود نیز بیاندیشد. او فهمید که به گیره‌هایی نیاز است که این اجتماع نوپا را متصل به یکدیگر نگاه دارد، گیره‌هایی از جنس قوانین و مقررات!
او به درستی دریافته بود که بقای نسل خود به بقای اجتماع خود گره خورده، و بقای اجتماع خود نیز به میزان تابعیت افراد از قوانین جاری در اجتماع وابسته است. بشر دیگر به مرحله‌ای رسیده بود که دشمنی دیگر جز خود نداشت. تنها او این قدرت را داشت که علاوه بر ادامه نسل خود، به انقطاع آن نیز دست زند. باید این قدرت مهار می‌شد، و این مهار چیزی نبود جز قوانینی که می‌بایست ضامن اجرایی داشته باشند.
اما آیا براستی ضمانتی برای اجرای این قوانین وجود داشت!؟ آیا بشری که تازه زندگی اجتماعی را آموخته بود، ابزار لازم را برای ملزم کردن سایر افراد اجتماع به اجرای این قوانین در اختیار داشت؟! مسلما خیر! حتی اگر هم بشر دانش کافی را برای ایجاد نهادهای امنیتی داشت، باز ابزارهای این مهم را در اختیار نداشت. (حتی امروزه نیز حکومت‌ها برای ملزم کردن افراد به تابعیت از قوانین ابزارهای کافی را در اختیار ندارند، و هر روزه شاهد بسیاری قانون‌شکنی‌ها در سطح جوامع سرتاسر دنیا هستیم.)
اینجا بود که بشر دوباره احساس «نیاز» کرد. او می‌بایست برای بقای خود ابزاری دیگر اختراع کند. ابزاری نه از جنس آهن و چوب، و نه جنس از چماق و سرنیزه! البته ناگفته نماند بشر آن روزها دانش کاربرد چماق و سرنیزه در اجتماع را در اختیار نداشت، وگرنه شاید کار به اختراعات ایدئولوژیک بعدی نمی‌رسید!! بهرحال به ابزاری بسیار قدرتمند نیاز بود تا قدرت بشر را محدود کرده، به او انگیزه بدهد و او را تابع قوانین اجتماع سازد.
این بود که بشر یکی از پرقدمت‌ترین و هوشمندانه‌ترین اختراعات خود را انجام داد که اکنون که حدود 3 تا 4 هزار سال از این اختراع می‌گذرد، هنوز با اندک تغییری مورد استفاده بشر مي‌باشد. عده‌ای از آن استفاده و عده‌ای سوء استفاده می‌کنند! و این ابزار چیزی نیست جز دین!